شیرین و من

 

ازانگشت اشاره ی تو خليج

آويزان است

روزنامه های صبح نوشتند

جنوب از تو آغاز شد

همين چند هزار سال نوری پيش 

عبور کردی رو به مشرق

و خورشيد از حيرت تو بر آمد

و زمين گيج برداشت

حول محور تو

روزنامه های صبح تکذیب کردند

و چشمه ها به چشم تو برگشتند


 

اين روزها اين طوری ام بعضی وقتها هم اين جوریو در آخرکارهم

خدا کند کارم به اين حالت نکشد  


 

پر

پر

 پر

پر

پر پر

 پرنده

 تير

تير

تير

 پرنده

 نيست