شیرین و من

 

 

دو کار از رضا طاهری

۱)

برادر چندمم بود که پای گهواره مرد؟

کوه را بوسيدم و گذاشتم سنگ لحدش

پدر از آب های دور جهان برنگشت

تا بپرسمش

اين خواهرک چندم من است

با لبخندی در زير لبانم ميميرد ؟

۲)

بنشين در بشقابی از اين دست

با دلبستگيهای کوچک

ای تو

    حالا حالاها حق ندارم تلخ باشم

روشن است

آفتاب مردادماه را پرسه زده ام

همراه همه ی تيره بختان زمين

و چه تابستان ها که از سرم می گذرند

با خنده های سرخ هندوانه