دو کار از رضا طاهری

۱)

برادر چندمم بود که پای گهواره مرد؟

کوه را بوسيدم و گذاشتم سنگ لحدش

پدر از آب های دور جهان برنگشت

تا بپرسمش

اين خواهرک چندم من است

با لبخندی در زير لبانم ميميرد ؟

۲)

بنشين در بشقابی از اين دست

با دلبستگيهای کوچک

ای تو

    حالا حالاها حق ندارم تلخ باشم

روشن است

آفتاب مردادماه را پرسه زده ام

همراه همه ی تيره بختان زمين

و چه تابستان ها که از سرم می گذرند

با خنده های سرخ هندوانه

/ 1 نظر / 7 بازدید
سیما

سلام. ممنون که خبر داديد. می توانيد بعد از پاک کردن نسخه های قبلی بر روی دکمه بازسازی وبلاگ فشار دهید تا مشکل فعلی وبلاگتان بر طرف شود....موفق باشید...