مادرم می گفت:

کوهها غصه های زمینند

و من

رشته کوهی از سینه ام می گذرد

/ 10 نظر / 2 بازدید
مهرداد فلاح

توصيف دققيقی از شعر های تازه ام در هواخوری کرده ای. البته اين را دق الباب فرض می کنم و منتظر خوانشت می مانم. .. .. .. این هم ورودی شعر بلند زوزه ، سروده ی گینزبرگ که من و فرید قدمی آن را به شعر فارسی برگردانده ایم : از گشنگی مرده آس و پاس و سوت تیزترین یارانم را دیدم خراب جنون تو محله ی کاکاسیاها دم صبحی تلوتلوخورون پی یه نشئه بازی_ خشمی خل و چل هایی که کله شان بوی بال فرشته می داد سوار بر سفینه ی پر چراغ و چشمک شب...

مهدی آذری

با سلام وبلاگ با مبحث كالبد شكافي شماره 2 ،جنازه دوم علي اكبر ياغي تبار به روز شد منتظر حضور گرم و صميمانه ي شما و نظرات مفيدتان در اين باره هستيم با تشكر ارادتمند مهدي آذري

غلامرضا رزمی

سلام دوست عزیز با فراخوان هفتمین جشنواره سراسری شعر میلاد سرخ بروز هستم. خوشحال می شوم به اطلاع سایر دوستان و محافل ادبی شهرستان محل اقامت خود نیز برسانید.

خدنگ

سلام .. ممنون از امدنتان . باز هم مي ايم كه بخوانم به نيت لذت بردن كه اكنون نيز لذت برده ام!

مريم حقيقت

سلام عزیز ... چیزی شبیه خواهش شفاف آب به جاری شدن مجبورم می کند به فروغ زدگی!!! ...را دوست دارم شاید حقیقت آن دودست جوان بود که ... ومی دانم که از تمامی اوهام سرخ یک شقایق وحشی چیزی جز چند قطره خونبه جا... می ماند؟؟ یا علی

مهدی معارف

سلام دوست خوبم ==== ==== برکه ی مهتاب به روز شده است مشتاقانه منتظر نظر ارزشمند شما خواهم ماند شاد و در پناه حق بمانید...

سردار شمس آوری

((تو می دانی که دریا خیلی عمیق است ؟ دوستتت دارم پس به عمق دور تمام دریاها)) سلام عزیز : نیما ، کوبیسم ، علی میر شکاک ، رودکی ، نازی معروفی ، مدرنیسم ادبی ، حافظ ، شاملو ، لیلا و خودم ... همراه شعری به اسم : (( لیلا کمی بزخم لبم را که خونی ام )) به روزم و منتظرم که از نقد و نظر ادیبانه ات خوشحال شوم .

اميرحسين نيکزاد

"...و گاهی زمان آنقدر در خود می پیچد که بر دیواره ی نمناک غار ها چهره ات را نگاشتن بیاغازام " با دو شعر برای گذشته و اکنونم به روزم و منتظر گم کرده ام درین شب تاریک راه را اینجا چگونه می شود آخر به خواب رفت؟ امیر حسین نیکزاد

امير حسين نيکزاد

حافظ اینبار برایم خواند: بگذار اشک در غمتان پرده در شود ... با غزلی به روزم و منتظر امیرحسین نیکزاد