بی عشق و بی سگ می گذرد ،

   روزهایم

   هوای چه نکرده از هزار گذشتیم

   از تاریکی

  از چشمهای تو وحشت دارم

   و اینکه زل می زنی

    هرچه فریاد را

   باران خواهد گرفت

  و هرچه را که دوست داری به تو نگفته ام

  درجایی دور

  بر جنوبی ترین چشمها

  دلم خنک خواهد شد

/ 31 نظر / 5 بازدید
نمایش نظرات قبلی
سید مهدی موسوی

سلام با بهترین آرزوها برای شما ممنون می شوم لینک مرا به آدرس جدید تغییر دهید... [گل]

کامران محمدی

با احترام دعوتید به خوانش: ""عاشقانه های یک کروموزوم..."" با سپاس...

محبوبه راد

بی عشق و بی سگ می گذرد ، روزهایم اینگونه ام رفیق. . .

آفاق شوهانی

لطف حضور شما را پاس می دارم همه ی شاعران به هم نزدیکند و گویی همه از یک تبار و از یک عشیره اند از اینکه به وبلاگ من سر زدید ممنونم

پسر پارسی

درود بسیار خوشحالم که بالاخره بعد از مدتها وبلاگ نویسی از ایل خودم ایل بزرگ قشقایی پیدا کردم. من هم پسری هستم از دیار پارس و البته از ایل بزرگ قشقایی. اگه مایل به تبادل لینک هستی خبرم کن

نیکو ناصرزاده

سلام! سال نو مبارک! چکچکه رو حسابی خونه تکونی کردم! عید دیدنی ما هم بیاین! [گل]

عدنان

سلام دوست عزیز سال نو مبارک دعوتیت به ترانگی های عدنان نوروزی منتظر حضور و نقد و نظرات شما دوست عزیز هستم [گل]